حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

13

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

آمدن ، بعد از آن گفت كه : قرآن ياد دارى گفتم : بلى ! گفت : از بهر ما پنج آيت بخوان ، برحسب اشارت گفتم اعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم و اين آيت آغاز كردم وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ « 16 » و تا آخر سوره بخواندم . پس روى مبارك به مولانا جلال الدّين قفّالى آورد و گفت : تفسير قرآن بر علما خوانده‌اى ؟ گفت نه . از او اعراض فرمود و التفات به جانب من كرد و گفت : تو خوانده‌اى . گفتم : بلى ! فرمود : كه بر كه خوانده و در كدام شهر خوانده‌اى ؟ گفتم : در شهر موصل بر دانشمند بزرگى خوانده‌ام كه او را شيخ موفّق الدّين كواشى گويند و آن بزرگ دين و پيشواى اصحاب يقين مدّت چهل سال در مسجد جامع مجاور و معتكف بود و تفسير صغير و كبير كواشى او تأليف كرده است و من بر او تفسير صغير خوانده‌ام . خواجه رحمة اللّه عليه فرمود كه : آيتى چند كه برخواندى از بهر ما تفسير آن بگوى ، آغاز كردم و به زبان فارسى تفسير ظاهر آن آيت‌ها گفتم ، خواجه تحسين فرمود و گفت : آنچه بيان كردى تفسير ظاهر بود ، شنيديم ، اما اگر از بطون و اسرار و

--> ( 16 ) . آيه 52 از سوره 41 هرگاه نعمتى به انسان داديم روى بگرداند و سپاس آن را بجا نياورد ، چون بدى و آفتى به او رسيد آن‌گاه به دعاى بسيار زبان گشايد .